صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

349

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

اولياى خود را ستوده است . يكى ابراهيم ( ع ) كه در حقّ او فرمود : شاكِراً لِأَنْعُمِهِ « 1 » . و ديگرى نوح ( ع ) : إِنَّهُ كانَ عَبْداً شَكُوراً « 2 » . اما توصيف خداوند به شكر در آيهء وَ اللَّهُ شَكُورٌ حَلِيمٌ « 3 » ؛ يعنى به بندگانش نعمت‌بخشى مىكند ، و پاداشى كه در برابر عبادت به آنها مىدهد . علّامه طباطبايى در خلال تفسير آيهء وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرِينَ « 4 » ، مىگويد : « مراد از شاكران در اين‌جا ، مخلصانند ؛ و تأمّل دقيق در معناى اين دو كلمه به اين مطلب رهنمون مىشود . چون مخلصين ( به فتح لام ) كسانىاند كه براى خداوند اخلاص ورزيده‌اند ؛ و در پرستش و بندگى آنها كسى جز او شركت ندارد و غير او بهره‌اى نمىبرد ؛ و تنها به ذكر پروردگارشان مشغولند و جز او همه را فراموش كرده‌اند ، حتّى خودشان را . در قلبشان جز خداوند كسى نيست و در آن‌جايى براى شيطان و فريبهاى او وجود ندارد » . و شاكران ، آنهايىاند كه در آنها صفت شكر به طور مطلق استقرار يافته ؛ و به نعمتى نمىرسند جز به شكر ؛ يعنى در حرف و عمل آن را به گونه‌اى به كار مىبرند و در آن دخل و تصرّف مىكنند كه از جانب پروردگارشان به آنها بخشيده شده است . و به چيزى روى نمىآورند - اعمّ از خود يا غير خودشان - مگر اين كه به ذكر پروردگارشان ، قبل از رسيدن به آن ، و با آن ، و بعد از آن مشغول مىشوند . و مطلقا مملوك خداوندند و از خود فرمانى ندارند . پروردگارشان آنها را به همين روش ياد كرده و ذكر غير خداوند را از يادشان برده است . » به اين معنايى كه علّامه طباطبايى پيرامون آن سخنانى گفته است ، گروهى از صوفيان در گرداب آن فرورفته‌اند و به غواصّى پرداخته ، آن‌گاه با سخنانى زيبا و لطيف از آن خارج گشته‌اند . از جملهء آنها عارف كاشانى صاحب تفسير معروف و منسوب به ابن عربى است كه در مرور به آيهء مذكور مىگويد : « قوا و جوارحشان ، و نعمتهايى را كه خداوند به آنها بخشيده است ، در راه اطاعت و تقرّب به خداوند به كار مىگيرند . »

--> ( 1 ) - نحل ( 16 ) آيهء 121 : [ و ] نعمتهاى او را شكرگزار بود . ( 2 ) - اسراء ( 17 ) آيهء 3 : راستى كه او بنده‌اى سپاسگزار بود . ( 3 ) - تغابن ( 64 ) آيهء 17 ؛ و خدا [ ست كه ] سپاس‌پذير بردبار است . ( 4 ) - اعراف ( 7 ) آيهء 17 : و بيشترشان را شكرگزار نخواهى يافت .